لسان الملك سپهر

332

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

و كذلك الوادى أتى مترادفا * بالسّيل يسحب « 1 » للحجارة و الشّجر و نجا الّذى قد طاع قول محمد * و هوى المخالف مستقرّا فى سقر و ازال عنّا الضّيم « 2 » من حرّ الظّماء * من بعد ما يأت التّقلقل « 3 » و الضّجر و البئر فاضت بالمياه و اقبلت * تجرى على الاراض أشباه النّهر و الهام فيه عبارة و دلالة * لذوى العقول ذوى البصاير و الفكر كاد الحسود يذوب ممّا عاينت * عيناه من فضل لاحمد قد ظهر يا للرّجال الا انظروا انواره * تعلو على نور الغزالة « 4 » و القمر اللّه فضّل احمدا و اختاره * و لقد اذلّ عدّوه ثمّ احتقر چون زبير اين گفته به كران آورد ، حمزه رضى اللّه عنه آغاز اين مقالت نمود : بيت ما نالت الحسّاد فيك مرادهم * طلبوا نقوص الحال منك فزادا كادوا و ما خافوا عواقب كيدهم * و الكيد مرجعه على من كادا ما كلّ من طلب السّعادة نالها * بمكيدة او ان يروم عنادا يا حاسدين محمّدا يا ويلكم * حسدا تمزّق « 5 » منكم الاكبادا اللّه فضلّ احمدا و اختاره * و لسوف يملكه الورى و بلادا و ليملأنّ الارض من ايمانه * و ليهدينّ عن الغوى من حادا « 6 » پس رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله ايشان را مشمول الطاف و اشفاق ساخته و از آن وادى كوچ دادند و در منزل ديگر كه گمان آب داشتند آب نيافتند ، مردم سخت بهراسيدند و بيم كردند كه در آنجا از عطش جان دهند در اين وقت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله دستهاى خود را تا مرفق عريان ساخت و در ميان ريگ فرو برد و سر برداشت و خداى بخواند ، ناگاه از ميان انگشتان مباركش چشمه‌اى بجوشيد و چندان برفت كه عباس عرض كرد كه : اى برادرزاده بيم است كه اموال ما غرق شود ، پس از آن آب بخوردند و مواشى را بدادند و مشگها پرآب كردند . در اين هنگام رسول خداى از ميسره خرما طلب كرد و او طبقى بنهاد و آن

--> ( 1 ) . سحب : به معنى كشيدن باشد . ( 2 ) . ضيم : به معنى ستم كردن باشد . ( 3 ) . تقلقل : اضطراب كردن . ( 4 ) . غزاله : آفتاب را گويند . ( 5 ) . مزق : پاره كردن جامه . ( 6 ) . حيود : ميل كردن ، حاد از آن كلمه است .